
Hesam Faryad's interview with
Hamseda TV part2 Tommorow
:Monday 08/06/2009 at
2:30 PM Eastern Standard time
11:30 AM LA Time
8:30 PM European Time
:you can watch this interview at the following link
ادبی ، موسیقایی ، اجتماعی

Hesam Faryad's interview with
Hamseda TV part2 Tommorow
:Monday 08/06/2009 at
2:30 PM Eastern Standard time
11:30 AM LA Time
8:30 PM European Time
:you can watch this interview at the following link
انسان به انسانی سرافراز است و دلخوش
ورنه که حیوان صدبرابر باوفاتر
سنجش میان مهر و اُنس است و خِرد هم
شاید جهان آدمی را نِی کند سر
این مایه انسان که بر دیده پدید است
آیا همان والایی بودست بر حیوان ؟!
در این زمانه جان شده ماشین مرگ و
حیوان شده سر سلسله بر مهر انسان
هر رنگ و هر گویش و هر جغرافیایی
شالوده هستی و هستن در جهان است
نه یک زدیگر کم نه آن یک بر دگر بیش
صلحی که باید باشد و نیست در میان است
دستان قدرت از پلیدی خیس وهم است
پینامه اش در خشم و مادام است و انگار
یک آن به اینسان بودنش کاری ندارد
روح شریر و بطن بی اندازه بیمار
یک باره شاید نسل ما از خواب غفلت
بر خیزد و خود را به حیوان دون شمارد
تاریخ جاری از پس هر قرن کهنه
شاید به یادش خون به دفتر ننگارد(۲)
حسام فریاد
به ساعت ۱:۱۵ دقیقه پس از نیمروز
۳۰ آپریل ۲۰۰۹ میلادی
من امروز در غربت چهارمم ۴ ساله شدم
و درغربت دومم سیزده ساله و تا ۴ ماه و
۸ روز دیگر در غربت نخستم ۱۴ ساله می شوم .
تورنتو ،هماره نگران انسانی انسان
گام دوم برای آلبوم تازه ِ حسام فریاد !!!
http://www.radiojavan.com/news/2009/05/12/Hesam-Faryads-Upcoming-Album
بی رابعه هم اگر می بود
آن دیار
زنی به زهدان شعری می پروراند
که بعدها
رابعه شاعر شود !
می گویی نه !
نگاه کن به چشم های خواهرم ،
شعر هزار زن بیزار
خونابه می شود
وقتی که چشم می گرداند
به سوی خویش
و می بیند
در آینه چقدر پیر شده است !
2 آپریل 2009
13 فروردین 88
خاکستر را من کشف کرده ام ؟ *
قرار نبوده است از آتش من
هیچ خاکستری به جا باشد ،
این را
من از نخستین نگاه خود به هر چه که از من
نشانه بوده است
باور داشته ام !
و هنوز نیز
می پندارم که روشنایی از آغازه ی جهان
با من است .
چیزی از چراغ فرو نمی میرد
اگر که چشم
بر کتاب خیره شود و بخواند :
نا نوشته ترین کلام
در زهدان زنی ست
که با درخت جوانه می زند !
نه . . .
خاکستر این جهان
از آتش من نبوده است .
* آدونیس ـ شاعر عرب
شهریار دادور
7 آپریل 2009
یه نفر دیگه تموم شد
یه کتاب دیگه پوسید
ببینم اون دو تا چشمات
صفحه حوادثو دید
صبح زود روز سیزده
توی کوچه های تهران
یه فقیر زیر پل خواب
تنشو باخت به یه دم جان
پیش چشم من و این شهر
هر یه ثانیه یه آدم
با غماش از دنیا میره
از زمین یه دل میشه کم
دل دارا و ندارا
فرقشون به دنیاشونه
دنیای یکی یه کاشی
دنیای یکی یه خونه
یکیشون باغ هم کمشه
واسه پز دادن نمونه
یکیشون تو خواب و رویاش
دلخوشه به یه جوونه
پیش چشم من و این شهر
هر یه ثانیه یه آدم
با غماش از دنیا میره
از زمین یه دل میشه کم
فقر و تنگدستی یه درده
سال و ساعتم نداره
چشماو بستیم و می گیم
به ما چه اون کم میاره
هر یه آدم یه گیاهه
که بدون آب می میره
حق هر فقیر تو مشت
اونه که ناحق می گیره
حسام فریاد
به ساعت 6:35 دقیقه پس از نیمروز
02 /04/2009
تورنتو،کانادا
سرگیجه ی مدام پاها
در رفت و آمد تکرار ساحل و پل
و آن سوی آب
که هیچکس نمی داند
چه چیز هست
به جز اشیاء عتیقه ی باران خورده ی پوسیده ؛
و چند نام
که جاذبه ی روزنامه های شب است
و این که شاه زاده خانم
به خانه ی بخت می رود
همین امسال
در وعده گاه آن سوی آب !
یخ آب رودخانه می شکند
و مرغابی های سفید
تن به گرمی بال های هم داده اند .
آن جا
زنی کنار ساحل به رقص در آمده است
و قهوه می نوشد
و آواز می خواند
و دیگران که می گذرند
بر خُل بودن او شک نمی کنند !
بوی بهار
یخ آب رودخانه را شکسته است
و سر گیجه های پا
در رفت و آمد تکرار ساحل و پل
آغاز زندگی های پس از زمستان است .
درخت به جوانه نشسته است
یخ
آب می شود .
شهریار دادور
14 مارس 2009
24 اسفند 87